چهارشنبه 3 مرداد1386
نوشته شده توسط ققنوس در 11:47 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 3 مرداد1386
نوشته شده توسط ققنوس در 0:41 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 2 مرداد1386
تغییر واژه ها
تو هیچ می دانستی از سکوت هم می شود الهام گرفت؟
که روشنی همیشه بشارت بخش
و پرواز همیشه هم رهایی بخش نیست؟
که باید ساعت ها فقط بنشست تا رهایی آموخت؟
آری آزادی همیشه رهایی بخش نیست
اسارت را بیاموز آن زمان که در اوج تمنایی!
بیاموز زیبایی هم صحبتی با دیوار را
همدلی با سایه را
بیاموز که آفتاب همیشه هم نوید بخش نیست
بیاموز تا نو شوی
از نو بیافرینی
از بند واژه ها به در ایی
و جهانی دگر آفرینی
بیاموز که دیگر امید حرفی برای گفتن ندارد
بیاموز تغییر را
تحول را
اما از بن و ریشه تغییر ده!
بیاموز که زلالی را نه فقط در آب های زلال
بل در گل آلودی مرداب ها هم می توانی بیابی
بیاموز که وفا همیشه هم وفا نمی آموزد
از بی وفایی وفا بیاموز!
از بی ثمری ثمر
از خشم مهربانی
از نفرت عشق
از مرگ زندگی
بیاموز که آموختن مرز ندارد
و بی مرزی آموزش رایگان طبیعت است! (گیتا صرافی)
در دهه ها و سال های اخیر بسیاری اصطلاحات و مکاتب فکری گوناگون در
فضای فکری جامعه ما پدیدارگشته است که بی آن که در ابتدا تعریف , سیر ـ
-تاریخی و شاخه های آنها به درستی و تمامی بررسی گردد و سپس موافقان و
مخالفان احتمالی خود را بیابد و همچون طفل ناقص نارس به دنیا آمده و چه بسا
سقط شده است.بررسی اتیولوژیک این حرکت به فرصتی دیگر بماند اما نکته
جالب توجه در این امر بار مثبت و منفی است که این معانی در اذهان جامعه
از هر قشر تداعی می کنند بی آن که بررسی و دیده شده باشند.برخورد فرهنگ
شفاهی با ترم های این چنین مانند"لیبرالیسم" "سکولاریسم" "جامعه مدنی"
"دموکراسی"و.....ده ها مثال دیگر اگر چه در منظر نخست همچون چماق و
دشنامی برای کوبیدن طرف دیگر یا همچون لباسی شیک برای خوش تیپ شدن
استفاده می شود ; در گام بعدی نتایج تاسف باری برای جامعه خواهد داشت.
ما از چیزی تمجید می کنیم که نمی دانیم چیست!! به چیزی دشنام میگوییم
که شناختی ابتدایی هم از آن نداریم. بد دفاع میکنیم و نادرست میکوبیم!!
یعنی در هر دوصورت به خود و جامعه خود "جفا" میکنیم...این ظلم آشکاری
نیست؟
بهتر است سعی نماییم آب از آبشخور خوریم.از منابع دست اول و اصل کسب
اطلاعات و دانش کنیم و اگر فرصت و حال چنین کاری نداریم لا اقل : آب را
گل نکنیم....
دوست داشتم نه از سر موافقت و یا مخالفت بل از سر احترام به تمامی زنان
خوب سرزمینم و تمامی فعالان حقوق زنان در پایان تعریفی از "فمنیسم"
آورم شاید موافقان و مخالفان آن بدانند بر سر چه فریاد می کشند.هر چند در
بند واژه ها نمی توان ماند و احترام به حقوق ,عدالت و برابری, ظلم ستیزی
نه تنها واژه هایی اصیل و انسانی است که از آموزه های عمیق الهی و دینی
است و بر پایی آن بر همگان واجب است.چه خوب که موافقان و مخالفان هر دو
آن را دریابند :
دانش فمنیستی دانشی است که از دل تجربه های زنانه بیرون می آید . فمنیست ها
از شاخه های مختلف علوم انسانی خصوصاً روانشناسی و جامعه شناسی انتقاد می کنند
که تنها بازتاب تجربیات مردان اند ونمی توانند پیچدگی های زندگی زنان را تبیین کنند
آنها همچنین از روش های تحقیق این علوم انتقاد می کنند چرا که مبتنی بر جدایی سوژه
پژوهشگر از ابژه تحقیق است . محقق خود را دانای کل و برتر از موضوع تحقیق خود می داند
علاوه بر این دنیای ذهنی اش را در هم می ریزد و سپس او را رها می کند .
آلترناتیوی که فمنیست های رادیکال ارائه می دهند گروههای ارتقای آگاهی است در این
گروهها زنان به بیان تجربیات روزمره خود می پردازند و از خلال این جلسات پی می برند که
مشکلات آنها چنانچه که دانش مسلط مردانه وانمود می کند منشاء شخصی ندارد بلکه ریشه
در مناسبات پدرسالارانه حاکم بر جامعه دارد و بین همه زنان مشترک اند و بنابر شعار معروف
فمنیست های موج دوم شخصی سیاسی است .در این روش پژوهشگر دانشجوست نه
متخصص واز یک الگوی بازتابی غیر مردانه استفاده می کند که مبتنی بر رشد شناخت هم در
موضوع تحقیق و هم در محقق است.
عناوین ویژه روز نامه های ۱ مرداد
ادامه مطلب
که روشنی همیشه بشارت بخش
و پرواز همیشه هم رهایی بخش نیست؟
که باید ساعت ها فقط بنشست تا رهایی آموخت؟
آری آزادی همیشه رهایی بخش نیست
اسارت را بیاموز آن زمان که در اوج تمنایی!
بیاموز زیبایی هم صحبتی با دیوار را
همدلی با سایه را
بیاموز که آفتاب همیشه هم نوید بخش نیست
بیاموز تا نو شوی
از نو بیافرینی
از بند واژه ها به در ایی
و جهانی دگر آفرینی
بیاموز که دیگر امید حرفی برای گفتن ندارد
بیاموز تغییر را
تحول را
اما از بن و ریشه تغییر ده!
بیاموز که زلالی را نه فقط در آب های زلال
بل در گل آلودی مرداب ها هم می توانی بیابی
بیاموز که وفا همیشه هم وفا نمی آموزد
از بی وفایی وفا بیاموز!
از بی ثمری ثمر
از خشم مهربانی
از نفرت عشق
از مرگ زندگی
بیاموز که آموختن مرز ندارد
و بی مرزی آموزش رایگان طبیعت است! (گیتا صرافی)
در دهه ها و سال های اخیر بسیاری اصطلاحات و مکاتب فکری گوناگون در
فضای فکری جامعه ما پدیدارگشته است که بی آن که در ابتدا تعریف , سیر ـ
-تاریخی و شاخه های آنها به درستی و تمامی بررسی گردد و سپس موافقان و
مخالفان احتمالی خود را بیابد و همچون طفل ناقص نارس به دنیا آمده و چه بسا
سقط شده است.بررسی اتیولوژیک این حرکت به فرصتی دیگر بماند اما نکته
جالب توجه در این امر بار مثبت و منفی است که این معانی در اذهان جامعه
از هر قشر تداعی می کنند بی آن که بررسی و دیده شده باشند.برخورد فرهنگ
شفاهی با ترم های این چنین مانند"لیبرالیسم" "سکولاریسم" "جامعه مدنی"
"دموکراسی"و.....ده ها مثال دیگر اگر چه در منظر نخست همچون چماق و
دشنامی برای کوبیدن طرف دیگر یا همچون لباسی شیک برای خوش تیپ شدن
استفاده می شود ; در گام بعدی نتایج تاسف باری برای جامعه خواهد داشت.
ما از چیزی تمجید می کنیم که نمی دانیم چیست!! به چیزی دشنام میگوییم
که شناختی ابتدایی هم از آن نداریم. بد دفاع میکنیم و نادرست میکوبیم!!
یعنی در هر دوصورت به خود و جامعه خود "جفا" میکنیم...این ظلم آشکاری
نیست؟
بهتر است سعی نماییم آب از آبشخور خوریم.از منابع دست اول و اصل کسب
اطلاعات و دانش کنیم و اگر فرصت و حال چنین کاری نداریم لا اقل : آب را
گل نکنیم....
دوست داشتم نه از سر موافقت و یا مخالفت بل از سر احترام به تمامی زنان
خوب سرزمینم و تمامی فعالان حقوق زنان در پایان تعریفی از "فمنیسم"
آورم شاید موافقان و مخالفان آن بدانند بر سر چه فریاد می کشند.هر چند در
بند واژه ها نمی توان ماند و احترام به حقوق ,عدالت و برابری, ظلم ستیزی
نه تنها واژه هایی اصیل و انسانی است که از آموزه های عمیق الهی و دینی
است و بر پایی آن بر همگان واجب است.چه خوب که موافقان و مخالفان هر دو
آن را دریابند :
دانش فمنیستی دانشی است که از دل تجربه های زنانه بیرون می آید . فمنیست ها
از شاخه های مختلف علوم انسانی خصوصاً روانشناسی و جامعه شناسی انتقاد می کنند
که تنها بازتاب تجربیات مردان اند ونمی توانند پیچدگی های زندگی زنان را تبیین کنند
آنها همچنین از روش های تحقیق این علوم انتقاد می کنند چرا که مبتنی بر جدایی سوژه
پژوهشگر از ابژه تحقیق است . محقق خود را دانای کل و برتر از موضوع تحقیق خود می داند
علاوه بر این دنیای ذهنی اش را در هم می ریزد و سپس او را رها می کند .
آلترناتیوی که فمنیست های رادیکال ارائه می دهند گروههای ارتقای آگاهی است در این
گروهها زنان به بیان تجربیات روزمره خود می پردازند و از خلال این جلسات پی می برند که
مشکلات آنها چنانچه که دانش مسلط مردانه وانمود می کند منشاء شخصی ندارد بلکه ریشه
در مناسبات پدرسالارانه حاکم بر جامعه دارد و بین همه زنان مشترک اند و بنابر شعار معروف
فمنیست های موج دوم شخصی سیاسی است .در این روش پژوهشگر دانشجوست نه
متخصص واز یک الگوی بازتابی غیر مردانه استفاده می کند که مبتنی بر رشد شناخت هم در
موضوع تحقیق و هم در محقق است.
عناوین ویژه روز نامه های ۱ مرداد
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ققنوس در 1:7 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب

